شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

تازه کار بود. دوره دانشجویی اش در تربیت معلم نمی دانم کجا تمام شده بود و آمده بود برای دانش آموزان رشته ریاضی فیزیک پیش دانشگاهی درس ریاضیات گسسته را تدریس کند. کتاب را باز می کرد و از روی آن می خواند و عین عبارت کتاب را برای یک عده دانش آموز نوبت عصر […]

بایگانی برای دی, ۱۳۹۱

از هرچه بدت می آید…

۱ نظر

تازه کار بود. دوره دانشجویی اش در تربیت معلم نمی دانم کجا تمام شده بود و آمده بود برای دانش آموزان رشته ریاضی فیزیک پیش دانشگاهی درس ریاضیات گسسته را تدریس کند. کتاب را باز می کرد و از روی آن می خواند و عین عبارت کتاب را برای یک عده دانش آموز نوبت عصر روی تخته منتقل می کرد. هیچ کس هم از او سوالی نمی پرسید. طبیعی هم بود! چون کسی نمی فهمید که چه می نویسد و کلا مفهوم درس ریاضیات گسسته و مبحث گراف به چه دردی می خورد و از اینجا بود که کلا به این درس مخصوصا این مبحث گراف علاقه نداشتم و می توانم بگویم از آن بدم می امد.

به خاطر ندارم که از این درس نمره ام چقدر شد ولی این درس در کنکور هم سوال های متنوع داشت. به طوری که طراح یا طراحان محترم درس ریاضی دستشان برای طرح سوال کاملا باز بود. این مبحث گراف در دوره کارشناسی هم  رهایم نکرد. درس ۴ واحدی نظریه گراف با یک آقای دکتری که تازه رساله دکترایش را در موضوع جبر دفاع کرده بود و می خواست به ما گراف درس دهد. نام کتاب منبعش نظریه گراف و کاربردها تالیف باندی و مورتی بود. هیبت کتاب مثل بسیاری از کتاب های ریاضی دیگر خشک و بیروح و دائما تعریف، قضیه ، لم، اثبات،برهان، تمرین،کاربرد، مراجع در صفحاتش به چشم می خورد.

یادم نمی رود شب امتحان گراف معدود شب هایی بود که به من و دوستم خیلی سخت گذشت و به عبارتی وقتی امتحان گراف را دادیم انگار کل امتحانهای ترم تمام شده بود و من در خیال خودم رسما دیگر درسی به اسم گراف و موضوع های مرتبط با آن را در باقیمانده عمرم نخواهم داشت. در کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر، ترم سوم بازهم این درس مذکور به سراغم آمد. بر خلاف تصورتان که در کارشناسی ارشد می توان درس ها را خودمان انتخاب کنیم ولی اجبارا این درس به ما داده شد! دوباره با انواع گراف، همبندی، مسطح، اویلری، همیلتنی عدد رنگی و … روبرو شدم.

همین دیشب بود که به همراه همیشگی ام می گفتم آخر سر من دکترای گراف می گیرم و می روم درسی را تدریس می کنم که از اول از آن بدم می آمد… اینجاست که می گویند از هرچه بدت می آید، سرت می آید.

پ.ن: خواننده محترمی که شاید این یادداشت را تا انتها خواندی دعا کن که این درس به خیر بگذرد…آمین…